شاید بد نباشد بدانید که در فرآیند تامین غذای انسان معمولا حیوانات را زیر تابش مستقیم آفتاب و در شرایط غیر استاندارد ناسالم و کثیف نگهداری می‌کنند و یا بالعکس آن‌ها را از نعمت آفتاب محروم می‌کنند. برای مثال یک گاو را به دفعات باردار می‌سازند و یا برای تخم مرغ آن‌قدر مرغان را نشسته نگه می‌دارند که تمامی پرهایشان ریخته و توان ایستادن ندارند. چرا ؟ زیرا که در جوامع امروزی از کشتار حیوانات برای سود و پول و منفعت استفاده می‌شود.

همه ما این باور را داریم که انسان گوشتخوار و همه چیز خوار است. اما انسان نه به جانوران درنده شباهت دارد و نه چرنده. اگر ساختمان بدن انسان برای گوشت خواری درست شده بود می‌بایستی بتواند طعمه زنده را با چنگال و دندان پاره کرده و گوشت خام را با رگ و پوست و استخوان بخورد اما این در صورتی است که ساختمان جسمانی انسان کاملا شبیه است با ساختمان میمون‌های میوه‌خوار

“کووییه” دانشمند بزرگ در تشریح الابدان خودش میگوید: خوراک طبیعی انسان مطابق ساختمان بدن او به نظر می‌آید که عموما میوه‌ها، ریشه‌ها و قسمتهای آبدار نباتات می‌باشد. دست‌های او به آسانی برای چیدن آنها به کار می‌رود. از یک طرف آرواره های او کوتاه و کم زور است و از طرف دیگر دندان‌های کلبی او از سایر دندان‌هایش بلندتر نیست و به او اجازه نمی‌دهد که نه علف بخورد و نه گوشت جانوران را بدرد هرگاه این خوراک‌ها را به وسیله پختن آماده نمی‌کرد.

معده انسان خیلی نازک و کم زورتر از آن است که بتواند تکه‌های گوشت نجویده را که حیوان به تعجیل بلعیده هضم کند. معده انسان چون  نمی‌تواند  آزت گوشت را دفع کند  همین  سبب امراض نقرس و روماتیسم و ناخوشی اعصاب می‌شود. از طرف دیگر روده‌های گوشتخواران کوتاه و گوشت فاسد شده در آنجا توقف نمی‌کند. درازی روده‌های انسان یک دلیل دیگر است که انسان گوشتخوار نمی‌باشد زیرا که در روده‌های انسان گوشت  مانده و  تولید میکروب‌های کشنده  می‌نماید.  همچنین  سبب فساد در امعاء می‌گردد. چنان‌ که ناخوشی‌های زخم روده و آپاندیست در نتیجه همین فساد تولید می‌شود.

“فیثاغورث”،   “افلاطون”،   “میشله” و حکیمان بزرگ دیگر از کشتار حیوانات اظهار تنفر می‌کردند و با یکدیگر هم عقیده بوده‌اند که خوراک حیوانی تاثیر بدی  در  ذهن دارد  و  شکی  نیست که گوشتخواری باعث درندگی، تندخویی و خودپسندی در رفتار می‌شود. “تولستوی” پرهیز از گوشتخواری را نخستین گام به سوی پیشرفت حقیقی انسان دانسته است. همه کسانی که آرزومند پیشرفت اخلاقی و بهبودی حالت جامعه بوده‌اند در انتشار این عقیده کوشیده‌اند. به خصوص زنان جهان باید بیشتر از همه متوجه برتری خوراک نباتی بشوند زیرا یکی از معروف‌ترین کلیشه‌ها این است که زنان باید همه وقت خود را صرف آشپزی بنماید. از این رو هرگاه از رنگرزی و پیرایش لاشه جانوران دست بکشند می‌توانند بیشتر اوقات خود را به کارهای نجیب‌تری بپردازند.

منبع : فواید گیاهخواری، صادق هدایت